تعریف خشکسالی:

تا کنون تعاریف بسیار زیادی از خشکسالی شده است اما هر کدام از این تعاریف دیدگاه خاصی را مد نظر داشته‌اند به هر حال عدم وجود یک تعریف جامع ودقیق از خشکسالی ومتفاوت بودن معنی آن از دیدگاههای مختلف مانع از درک مفهوم خشکسالی شده است .حال از آنجائیکه خشکسالی برکلیه جنبه‌های زندگی وبخش‌های مختلف جامعه خصوصاً تغییرمحیط طبیعی تأثیر مستقیم وغیرمستقیمی دارد عدم درک مفهوم آن موجب تردید ورکود در بخش‌های مختلف اقتصادی ،مدیریتی وسیاستگزاری می‌شود. از بین تعاریف خشکسالی تعریفی که مقبول تر ومنطقی تر نیز می‌‌باشد عبارت است از اینکه خشکسالی را می‌‌توان معلول یک دوره شرایط خشک غیرعادی دانست که به اندازه کافی دوام داشته باشد تا عدم تعادل در وضعیت هیدرولوژی یک ناحیه ایجاد شود. در دهه‌های اخیر در بین حوادث طبیعی که جمعیت های انسانی را تحت تأثیر قرار داده‌اند تعداد فراوانی پدیده خشکسالی از نظر درجه شدت ،طول مدت ،مجموع فضای تحت پوشش ،تلفات جانی ،خسارات اقتصادی واثرات اجتماعی دراز مدت در جامعه، بیشتر از سایر بلایای طبیعی بوده است .همچنین تمایز این پدیده با سایر بلایای طبیعی در این است که برخلاف سایر بلایا این پدیده بتدریج ودر یک دوره زمانی نسبتاً طولانی عمل کرده واثرات آن ممکن است پس از چند سال وبا تأخیر بیشتری نسبت به سایر حوادث طبیعی ظاهر شود بنابراین چون تعیین دقیق زمان شروع آن کار مشکلی است تا حدودی آنرا یک پدیده و بلیه خزنده می‌‌دانند از سویی چون خشکسالی برخلاف سایر بلایای طبیعی کمتر منجر به خسارات ساختاری می‌شود ،کمک رسانی در هنگام وقوع این پدیده در مقایسه با سایر پدیده‌ها مثل سیل پیچیده تر و مشکل تر می‌‌باشد. ایران علی رغم اینکه در معرض خشکسالی‌های متوالی قرار دارد اما بدلیل وجود قنات‌های عمیق هیچگاه در اثر خشکسالی به قحطی مرگ آور دچار نشده است.

تعریف خشکسالی از دیدگاههای مختلف

۱- دیدگاه هواشناسی : هواشناسان خشکسالی را بارش کمتر از حد معمول که منجر به تغییر الگوی آب وهوایی می‌‌گردد، تعریف کرده‌اند .بنابراین خشکسالی ازنظرهواشناسی اساساً به حالتی از خشکی ناشی از کمبود بارندگی اطلاق می‌شود. تعریف خشکسالی از دیدگاه هواشناسی در کشورهای مختلف ودر زمانهای مختلف متفاوت می‌باشدبه همین دلیل از این دیدگاه به کار بردن یک تعریف از خشکسالی که درقسمتی از جهان متداول می‌باشد ۲- دیدگاه اقلیم شناسی: ازدیدگاه اقلیم شناسان خشکسالی یک پدیده طبیعی است که در اثر تغییرات الگوههای آب وهوایی ناشی از کاهش نزولات جوی کمتر از حد معمول خود به خود به وجود می‌‌آید و ادامه آن موجب عدم تعادل اکولوژیکی و هیدرولوژیکی می‌شود.از طرفی چون از دیدگاه جغرافیایی تعریف خشکسالی مفهومی مکانمند می‌‌باشد ،شدت خشکسالی در هر محل تابعی از ضریب تغییرپذیری بارش در همان محل است بنابراین از نظر اقلیم‌شناسی خشکسالی قابل تعیین است به طوری که در این روش درجه خشکسالی وترسالی تعیین می‌‌گردد.

۳-دیدگاه هیدرولوژیکی: از دیدگاه هیدرولوژیست‌ها خشکسالی زمانی اتفاق می‌‌افتد که سطح تراز ذخایر آبهای سطحی و زیر زمینی از حد معمول خود پایین تر باشد.خشکسالی هیدرولوژیک اغلب در عرضهای میانی بر اثر کمبود و فقدان بارش زمستانی اتفاق می‌‌افتد.علاوه بر بارش فاکتورهای اقلیمی دیگرمانند دماهای بالا، بادهای قوی و رطوبت نسبی کم نیز به طور قابل ملاحظه‌ای بر روی خشکسالی هیدرولوژیک تاًثیر دارند. در دیدگاه هیدرولوژیک اندازه گیری میزان آبهای جاری – رودخانه‌ها –دریاچه‌ها وآبهای زیرزمینی معیارخشکسالی می‌باشد ویک زمان پایه بین فقدان بارندگی وکم شدن آبهای جاری ورودخانه‌ها وآب دریاچه‌ها وآبهای زیرزمینی وجود دارد .بنابراین معیار هیدرولوژیک نمی‌تواند اولین نشانگر خشکسالی باشد زیرا زمانی که کمبود بارش اتفاق بیفتد بعد از مدتی این کاهش در آبهای سطحی وزیرزمین منعکس خواهد شد.

۴- دیدگاه کشاورزی : از دیدگاه کشاورزی زمانی که رطوبت خاک از نیاز واقعی محصول کمتر باشد و منجر به خسارت در محصول شود خشکسالی اتفاق افتاده است. چون در محاسبه نیاز آبی گیاهان مشخص شده که نیازآبی آنها باهم متفاوت است بنابراین مفهوم خشکسالی از دیدگاه کشاورزی برای محصولات مختلف یکسان نمی‌باشد .از دیدگاه کشاورزی درجه خشکسالی به روش پنمن مانتیث وروش باران مؤثرانجام می‌شودهمچنین روش پنمن مانتیث از طرف FAO به عنوان بهترین روش برای تعیین درجه خشکسالی کشاورزی معرفی شده است. خشکسالی کشاورزی معمولاً بعد از خشکسالی هواشناسی وقبل از خشکسالی هیدرولوژیک اتفاق می‌‌افتد وکشاورزی معمولاًاولین بخش اقتصادی است که تحت تأثیر خشکسالی قرار می‌گرد.

۵- دیدگاه اجتماعی و اقتصادی: از دیدگاه اجتماعی و اقتصادی خشکسالی یعنی زمانی که کمبودآب برای نیازهای بشر موجب نابهنجاریهای اجتماعی و اقتصادی شود. به منظور به حداقل رساندن خشکسالی واضح است که انتقال مدیریت بحران به مدیریت ریسک امری اجتناب ناپذیر است و نظارت و ارزیابی خشکسالی از ضروریات است و برای نظارت و ارزیابی خشکسالی نیز شاخص های خشکسالی ازاهمیت بخصوصی برخوردار می‌‌باشد. بیابان سرزمین وسیعی است که به خاطر بارندگی سالیانه کم دارای پوشش گیاهی کمی است. در ایران قسمت‌های نسبتاً وسیع بیابان که به خاطر کمبود باران و نمکی بودن خاک به کلی بدون پوشش گیاهی است کویر نامیده می‌شود. بیابان یکی از اکوسیستم‌های اصلی خشکی است که از زمینهای بوتهزاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکندهاند و به‌وسیله خاک لخت و شنی از هم جدا ماندهاند. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوهها واقع هستند. اطلاعات اولیه تمامی اکوسیستم‌های کره زمین روی هم زیست کره را تشکیل می‌دهند و بخش فیزیکی این بزرگ‌ترین واحد اکولوژیک، محیط زیست کره زمین است. این بخش فیزیکی خود از سه قسمت به هم پیوسته تشکیل شده است: قسمت آب یا آب کره، قسمت خشکی یا سنگ کره و قسمت گازی یا هوا کره. از آنجا که تعداد اندکی از گونهها می‌توانند بطور همیشگی در هوا بمانند، دو دسته زیستگاهها را زیستگاههای آبی و زیستگاههای خشکی تشکیل می‌دهند. این دو زیستگاه از استوا تا قطب و از چند هزار متر زیر سطح اقیانوس تا چند هزار متر بالای آن ادامه دارد. محیطهای آبی به دو بخش اکوسیستم آب شیرین و اکوسیستم دریایی تقسیم می‌شوند. اکوسیستم‌های خشکی عموماً بر پایه نوع و رستنی غالب در منطقه، یعنی علف، بوته و درخت از هم متمایز می‌شوند. اکوسیستم‌های اصلی خشکی، "بیوم" نامیده می‌شوند. تمامی اکوسیستم‌ها چه خشکی و چه آبی از اجتماعات زیستی، تشکیل شدهاند که در مراحل گوناگونی از رشد قرار دارند و هر یک فرایندی کم و بیش منظم را به سوی یک مرحله نهایی خود دوام که اوج اجتماع زیستی (Climax Community) است، می پیمایند. مراحل این گونه رشد پیشرونده، توالی بومشناختی(ecoligical succession) را شکل می‌دهد. توالی اکولوژیک در خشکیها تا حد زیادی زیر تأثیر اقلیم است. مشخصات بیابان از نظر آب و هوا بیابانها، بیومهای خشکی هستند که بارندگی سالانه آنها از ۲۵۰ میلیمتر کمتر است. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی قرار دارند که هوا را روبه بالا میراند و در آنجا، هوای سردتر، بخار آب را سرد کرده و باران ایجاد می‌شود. سپس هوا رطوبت از دست داده به سوی منطقه مجاور حرکت کند و اقلیم بیابانها را بوجود میآْورد. مثلاً تودههای هوا که از اقیانوس اطلس به کرانههای باختری ایالات متحده میرسد، غالبا مقدار زیادی بخار آب در خود دارد. همچنان که این توده هوا از رشته کوه "سیئرا کازاکاد" بالا میرود. بیشتر رطوبت آن به صورت باران فرو میریزد. بسیاری از مناطق غربی این رشته کوهها سالانه ۲۰۰-۱۵۰ میلیمتر، باران دریافت می‌کنند، اما مناطق بیابانی از شرق این دو رشته کوه گسترش مییابد و بیشتر ایالات ایداهو ویتا را در برمیگیرد. گاهی هوای مرطوب بطور غیر معمول به این مناطق خشک میرسد، اما معمولاً این هوا فقط می‌تواند رگباری ایجاد کند. نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران بوجود آوردهاند، که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک مانده است. [ویرایش] جانوران و سازگاری آنها به خشکی موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب، نشان می‌دهند. مثلاً بسیاری از جانوران تنها در شبها به جستجوی غذا میروند و روزها را در سوراخهای زیرزمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت میپردازند. روده و کلیه بسیاری حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دوباره جذب می‌کند و در نتیجه مدفوع آنها کاملاً بدون آب دفع می‌شود. جانوری مانند موش، کانگورو که جوندهای در بیابانهای غربی ایالات متحده است. می‌تواند بطور نامعین بدون عرضه آشکار آب، زندگی کند. توان جذب و نگهداری آب این جانور به حدی بالاست که می‌توانند آب مورد نیاز خود را از دانههایی که غذای اصلیش را تشکیل می‌دهند، دریافت کند. گربه وحشی، جانداری است که ویژه بسیاری از بیابانهاست.آب از سه طریق به دست میآید آب، مواد غذایی حاوی آب و متابولیسم کربنها جانداران در بیابان مانند شتر از سوخت و ساز موادی که در چربیها ذخیره کردهاند آب را به دست می‌‌آورند. گیاهان و سازگاری آنها به خشکی سازگاری به خشکی در بین گیاهان بیابانی هم دیده می‌شود. بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده میگیرند و در خود ذخیره می‌کنند. دیگر گیاهان ریشههایی دارند که آب را از اعماق زیرزمین میگیرند. بعضی از آنها برگهای کوچک دارند، یا به‌وسیله کوتیکول مومی از هدر رفتن آب جلوگیری می‌کنند. برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی رشد و نمو سریع حاصل می‌کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می‌شود. اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت میمیرند، اما دانه هایشان در حالت زندگی نهفته میمانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه میزنند. خاک بیابان خاکهای بیابان غالبا دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمک است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبرو می‌شود. مثلاً در دهه ۱۹۵۰ میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان، خرج شد. بیابان برای یک دوره ۲ ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دیگر هم گیاهی سبز نشد. همچنان که در غرب ایالات متحده به اثبات رسیده می‌توان در آنجا که اتکا یکسره بر روشهای تخصصی نگهداری خاک و انتقال آب با لوله از چاهها و رودهای دور دست است، بیابانها را بارور ساخت. با این همه، هزینه تغییر اکوسیستم‌ها زیاد است، این کار خطرهای بالقوهای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است. اقلیمهای بیابانی اقلیمهای بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالاً گاهی بدون باران سالیانه هستند، شامل تقسیمات زیر است: · اقلیم بیابانی استوایی: بطور کلی گرم و فاقد فصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند. · اقلیم بیابانی گرمسیری: عموماً گرم و دارای فصول حرارتی مشخص، دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی است. · اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملاً متمایز است. علل پیدایش بیابانها بطور کلی عوامل مختلفی موجب پیدایش مناطق خشک و بیابانی می‌شود. سه عامل مهم در ایجاد بیابانها عبارت‌اند از: گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید در منطقه بینالمدارین (مدار راس السرطان و راس الجدی) به علت تابش عمود آفتاب بیشترین گرما دریافت می‌شود و بیشتر بیابانها نیز در این عرضهای جغرافیایی قرار دارند. فشار زیاد جنب حارهای فشار هوا در همه عرضهای جغرافیایی یکسان نیست. وقتی در جایی فشار هوا کم باشد، هوا به علت سبکی بالا رفته و پس از سرد شدن در صورت وجود رطوبت کافی و سایر شرایط لازم موجب بارندگی می‌شود. هوای گرم و مرطوب استوایی پس از ایجاد بارش به اطراف مدار راس السرطان و راس الجدی، حرکت می‌کند. اما به علت سنگین شدن و تراکم در عرضهای جغرافیایی مذکور فرو مینشیند و یک منطقه پر فشار بوجود میآورد. این توده هوا با از دست دادن رطوبت خود فرومینشیند (نشست هوا)، نتیجه این امر، خشکی و گرمی هوا و صاف بودن آسمان در این مناطق است.ایمان جاوردی و صمیم صداقتی و نوید خوشبخت جریانهای آب سرد ساحلی اقیانوسها جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت می‌کنند. در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا، مانع ایجاد بارش در این نواحی می‌شوند. مانند بیابان "آرتاکاما" و "اریکا" در امریکای جنوبی و بیابان "نامیبیا" در افریقا. ==تأثیر انسان در گسترش بیابانها== هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد. حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی به هم میخورد و زندگی گیاهی، جانوری و انسانی در معرض خطر قرار میگیرد. نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند. فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می‌دهد و موجب گسترش بیابانها می‌شود. بنابراین بیابانزایی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی، خاک و ... است که فعالیتهای انسان عامل مهم این تخریب بشمار میآیند. قَنات یا کاریز (در تلفظهای محلی گاه کهریز) کانالی است که از دیرباز برای مدیریت آب در زمین می‌‌ساخته اند. ایران بزرگ‌ترین و بیشترین قناتهای جهان را از نظر کمی و کیفی در اختیار دارد. بزرگ‌ترین قنات جهان از نظر طول و قدمت قنات گناباد است. یزد قم و تهران نیز دارای قنات‌های بزرگ و متعددی هستند.در تعدادی از کشورهای دیگر جهان نیز کاریز و یا قنات وجود دارد ولی اصلاً قابل مقایسه با قناتها و مادر چاههای ایران نیستند مثلاً در کشور مراکش به چشمه آبی که تنها ۱۰ متر طول دارد و یا یک چاه ۵ متری که آب آنرا به کانال هدایت می‌کنند قنات می‌‌گویند. اما در ایران به این گونه موارد چشمه و یا کونهچاه یا کنچه (کمچه) می‌‌گویند. در ایران کاریز یا قنات به یک رشته چاه که آب یک مادر چاه عمیق را به سطح زمین می‌‌رساند گفته می‌شود. در ایران خاوری و افغانستان و آسیای میانه واژه کاریز بیشتر کاربرد دارد و در ایران باختری واژه قنات. قنات خود عربیشده کنات فارسی است که از ریشه فعل کندن گرفته شده است.

 

 

تعریف بیابان:

بیابان سرزمین وسیعی است که به خاطر بارندگی سالیانه کم دارای پوشش گیاهی کمی است. در ایران قسمت‌های نسبتاً وسیع بیابان که به خاطر کمبود باران و نمکی بودن خاک به کلی بدون پوشش گیاهی است کویر نامیده می‌شود.

بیابان یکی از اکوسیستم‌های اصلی خشکی است که از زمینهای بوته‌زاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکنده‌اند و به‌وسیله خاک لخت و شنی از هم جدا مانده‌اند. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوهها واقع هستند.

اطلاعات اولیه

محیطهای آبی به دو بخش اکوسیستم آب شیرین و اکوسیستم دریایی تقسیم می‌شوند. اکوسیستم‌های خشکی عموماً بر پایه نوع و رستنی غالب در منطقه، یعنی علف، بوته و درخت از هم متمایز می‌شوند. اکوسیستم‌های اصلی خشکی، "بیوم" نامیده می‌شوند. تمامی اکوسیستم‌ها چه خشکی و چه آبی از اجتماعات زیستی، تشکیل شده‌اند که در مراحل گوناگونی از رشد قرار دارند و هر یک فرایندی کم و بیش منظم را به سوی یک مرحله نهایی خود دوام که اوج اجتماع زیستی (Climax Community) است، می‌پیمایند. مراحل این گونه رشد پیشرونده، توالی بومشناختی (ecoligical succession) را شکل می‌دهد. توالی اکولوژیک در خشکیها تا حد زیادی زیر تأثیر اقلیم است.کویر به بیابان لم یزع گفته می شود که در تمام سال در ان باران زیر 50 م.م می بارد.

مشخصات بیابان از نظر آب و هوا

بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی قرار دارند که هوا را روبه بالا می‌راند و در آنجا، هوای سردتر، بخار آب را سرد کرده و باران ایجاد می‌شود. سپس هوا رطوبت از دست داده به سوی منطقه مجاور حرکت کند و اقلیم بیابانها را بوجود می‌آْورد. مثلاً توده‌های هوا که از اقیانوس اطلس به کرانه‌های باختری ایالات متحده می‌رسد، غالبا مقدار زیادی بخار آب در خود دارد. همچنان که این توده هوا از رشته کوه "سیئرا کازاکاد" بالا می‌رود. بیشتر رطوبت آن به صورت باران فرو می‌ریزد.

بسیاری از مناطق غربی این رشته کوهها سالانه 200-150 میلی‌متر، باران دریافت می‌کنند، اما مناطق بیابانی از شرق این دو رشته کوه گسترش می‌یابد و بیشتر ایالات ایداهو ویتا را در برمی‌گیرد. گاهی هوای مرطوب بطور غیر معمول به این مناطق خشک می‌رسد، اما معمولاً این هوا فقط می‌تواند رگباری ایجاد کند. نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران بوجود آورده‌اند، که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک مانده است. محیطهای آبی به دو بخش اکوسیستم آب شیرین و اکوسیستم دریایی تقسیم می‌شوند. اکوسیستم‌های خشکی عموماً بر پایه نوع و رستنی غالب در منطقه، یعنی علف، بوته و درخت از هم متمایز می‌شوند. اکوسیستم‌های اصلی خشکی، "بیوم" نامیده می‌شوند. تمامی اکوسیستم‌ها چه خشکی و چه آبی از اجتماعات زیستی، تشکیل شده‌اند که در مراحل گوناگونی از رشد قرار دارند و هر یک فرایندی کم و بیش منظم را به سوی یک مرحله نهایی خود دوام که اوج اجتماع زیستی است، می‌پیمایند. مراحل این گونه رشد پیشرونده، توالی بومشناختی را شکل می‌دهد. توالی اکولوژیک در خشکیها تا حد زیادی زیر تأثیر اقلیم است.کویر به بیابان لم یزع گفته می شود که در تمام سال در ان باران زیر 50 م.م می بارد

جانوران و سازگاری آنها به خشکی

موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب، نشان می‌دهند. مثلاً بسیاری از جانوران تنها در شبها به جستجوی غذا می‌روند و روزها را در سوراخهای زیرزمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت می‌پردازند. روده و کلیه بسیاری حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دوباره جذب می‌کند و در نتیجه مدفوع آنها کاملاً بدون آب دفع می‌شود. جانوری مانند موش، کانگورو که جونده‌ای در بیابانهای غربی ایالات متحده است. می‌تواند بطور نامعین بدون عرضه آشکار آب، زندگی کند. توان جذب و نگهداری آب این جانور به حدی بالاست که می‌توانند آب مورد نیاز خود را از دانه‌هایی که غذای اصلیش را تشکیل می‌دهند، دریافت کند. گربه وحشی، جانداری است که ویژه بسیاری از بیابانهاست.آب از سه طریق به دست می‌آید آب، مواد غذایی حاوی آب و متابولیسم کربن‌ها جانداران در بیابان مانند شتر از سوخت و ساز موادی که در چربی‌ها ذخیره کرده‌اند آب را به دست می‌‌آورند

گیاهان و سازگاری آنها به خشکی

سازگاری به خشکی در بین گیاهان بیابانی هم دیده می‌شود. بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده می‌گیرند و در خود ذخیره می‌کنند. دیگر گیاهان ریشه‌هایی دارند که آب را از اعماق زیرزمین می‌گیرند. بعضی از آنها برگهای کوچک دارند، یا به‌وسیله کوتیکول مومی از هدر رفتن آب جلوگیری می‌کنند. برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی رشد و نمو سریع حاصل می‌کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می‌شود. اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت می‌میرند، اما دانه‌هایشان در حالت زندگی نهفته می‌مانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه می‌زنند.

خاک بیابان

خاکهای بیابان غالبا دارای مقدار زیادی مواد معدنی است و به دلیل نمک زیاد آن اغلب رودهای این محل شور است، اما مواد آلی خاک آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبرو می‌شود. مثلاً در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان، خرج شد. بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دیگر هم گیاهی سبز نشد.

همچنان که در غرب ایالات متحده به اثبات رسیده می‌توان در آنجا که اتکا یکسره بر روشهای تخصصی نگهداری خاک و انتقال آب با لوله از چاهها و رودهای دور دست است، بیابانها را بارور ساخت. با این همه، هزینه تغییر اکوسیستم‌ها زیاد است، این کار خطرهای بالقوه‌ای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است.

اقلیمهای بیابانی

اقلیمهای بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالاً گاهی بدون باران سالیانه هستند، شامل تقسیمات زیر است:

  • اقلیم بیابانی استوایی: بطور کلی گرم و فاقد فصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.
  • اقلیم بیابانی گرمسیری: عموماً گرم و دارای فصول حرارتی مشخص، دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی است.
  • اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملاً متمایز است.

 

 

علل پیدایش بیابانها

بطور کلی عوامل مختلفی موجب پیدایش مناطق خشک و بیابانی می‌شود. سه عامل مهم در ایجاد بیابانها عبارت‌اند از:

گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید در منطقه بین‌المدارین (مدار راس السرطان و راس الجدی) به علت تابش عمود آفتاب بیشترین گرما دریافت می‌شود و بیشتر بیابانها نیز در این عرضهای جغرافیایی قرار دارند.

فشار زیاد جنب حاره‌ای

فشار هوا در همه عرضهای جغرافیایی یکسان نیست. وقتی در جایی فشار هوا کم باشد، هوا به علت سبکی بالا رفته و پس از سرد شدن در صورت وجود رطوبت کافی و سایر شرایط لازم موجب بارندگی می‌شود. هوای گرم و مرطوب استوایی پس از ایجاد بارش به اطراف مدار راس السرطان و راس الجدی، حرکت می‌کند. اما به علت سنگین شدن و تراکم در عرضهای جغرافیایی مذکور فرو می‌نشیند و یک منطقه پر فشار بوجود می‌آورد. این توده هوا با از دست دادن رطوبت خود فرومی‌نشیند (نشست هوا)، نتیجه این امر، خشکی و گرمی هوا و صاف بودن آسمان در این مناطق است.

جریانهای آب سرد ساحلی اقیانوسها

جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت می‌کنند. در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا، مانع ایجاد بارش در این نواحی می‌شوند. مانند بیابان "آتاکاما" و "اریکا" در امریکای جنوبی و بیابان "نامیب" در افریقا.

تأثیر انسان در گسترش بیابانها

هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد. حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی به هم می‌خورد و زندگی گیاهی، جانوری و انسانی در معرض خطر قرار می‌گیرد. نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند. فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می‌دهد و موجب گسترش بیابانها می‌شود. بنابراین بیابان‌زایی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی، خاک و ... است که فعالیت‌های انسان عامل مهم این تخریب بشمار می‌آیند.

 

عوامل به وجود آورنده بیابانها :

1 – در درجه اول اقلیم

2 – عوامل زمین شناسی و توپوگرافی مناطق

3 – عوامل جغرافیایی ( بری بودن یک ناحیه ، حضور ناهمواریها و جریانات دریایی سرد

در کشور ما جریانهای سرد در تشکیل بیابان نقش ندارند فقط عوامل اقلیمی و زمین شناسی تأثیر دارد

مهمترین عامل اقلیمی در کشور ما جریانهای پرفشار جنب حاره است .

براساس تقسیم بندی دکتر فرج ا... محمودی بیابانهای ایران به شرح زیر می باشند :

1-  بیابانهای داخلی : 

الف : بیابانهای گرم : لوت ، جازمریان ، طبسو مرغاب کوه

ب : بیابانهای نسبتا گرم : سیستان ، تربت ، بیارجمند ، دامغان ، دشت کویر ، دشت قزوین ، اراک ، سیاه کوه ، کویر بافت ، رفسنجان ، گاوخونی ، ابرقو و سیرجان .

2-  بیابانهای ساحلی :

الف : بیابانهای بخش شرقی شامل بیابانهای جاسک و چابهار

ب : بیابانهای بخش غربی از تنگه هرمز تا جلگه خوزستان شامل میناب ، سواحل شمال خلیج فارس و خوزستان . 

با توجه به اینکه استان هرمزگان جزو بیابانهای ساحلی می باشد در مورد این بیابانها مطالبی ذکر می شود ، که از جزوات دانشگاه نوشته ام و متأ سفانه نام مؤلف جزوه را نداشتم که ذکر کنم :

بیابانهای ساحلی :

این بیابانها به صورت نواری با پهنای مختلف از گواتر در جنوب شرقی کشور تا خوزستان در مغرب و جنوب غربی در سواحل دریای عمان و خلیج فارس گسترده شده است . مهمترین ویژگی این بیابانها ، که عامل جدایی و تفکیک آنها از بیابانهای داخلی است بالا بودن رطوبت نسبی بویژه در دوره گرم سال ، به علت مجاورت با دریای عمان ، اقیانوس هند و خلیج فارس می باشد . موقعیت جغرافیایی این بیابانها طوری است که همواره در مسیر بادها و نسیمهای مرطوب دریایی قرار می گیرند . رطوبت نسبی این بالای این بیابانها پوشش گیاهی را افزایش داده است و در نتیجه از قدرت فرسایشی باد که یکی از عوامل فرسایش حاکم بر نواحی خشک است می کاهد . از طرف دیگر رطوبت نسبی بالا مقدار تبخیر از سطح خاک را کاهش می دهد و در نتیجه رطوبت حاصل از بارش بیشتر در داخل خاک ذخیره می شود . همچنین در بعضی از موارد باعث تخریب شیمیایی در سنگها می شود ، زیرا همواری سطح زمین به اشباع می رسد و فشار هوا با فشار زمین یکسان و در نتیجه تبخیری صورت نمی گیرد .  از طرف دیگر در اثر جذب رطوبت هوا توسط قشر سطحی خاک ، لایه نسبتا سختی تشکیل می گردد که تا حدودی در برابر فرسایش بادی مقاوم است . پهنای بیابانهای ساحلی در ارتباط با شرایط توپوگرافی منطقه متفاوت می باشد . در قسمتهایی که ارتفاعات تا نزدیکی ساحل گسترش یافته اند پهنای سواحل کمتر است . ارتفاعات در نزدیکی سواحل حالت مثبت دارد و هنگامی که توپوگرافی منطقه به صورت هموار باشد عرض بیابانها نیز افزایش می یابد ، مثل جلگه خوزستان .

 بادهای کویری

در منطقه "دشت کوير" و "دشت لوت" به‌واسطه کم‌بارانى و بى‌بارانى سطح زمين در تابستان به شدت خشک و گرم مى‌گردند، با گرم شدن منطقه هوا منبسط و فشار کم و سبک ايجاد شده و به طرف بالا صعود مى‌نمايد و در نتيجه هواى سردى که با فشار زياد در کوه‌هاى شرقى (کوه‌هاى افغانستان) و کوه‌هاى شمالى(کوه‌هاى البرز شرقي) وجود دارد به سرعت به طرف کوير حرکت مى‌نمايد تا جايگزين هواى صعود کرده گردد.

راجع‌به اين بادها که به‌صورت فوق ايجاد مى‌گردند برخى از کويرشناسان که در قرن نوزدهم از مناطق مختلف کويرهاى ايران عبور نموده‌اند چنين مى‌نويسند:

... بادهاى کويرى آنچنان داغ بودند که گوئى از يک بخارى کاملاً داغ خارج مى‌شوند ... بدترين جاى کوير قسمت جنوب‌شرقى آن بين ”بم“ و ”نه“ بود که يکى از وحشتناک‌ترين نقاط تمام زمين است، در اينجا باد شمال‌غربى که حاکم بر اين منطقه است شن‌ها را جمع کرده و به‌صورت موج و تپه روى هم انباشته است جاى اين موج‌ها و تپه‌ها دائماً در حال تغيير است، خورشيد سوزانى زمين را گرم مى‌کند و آن را به‌صورت آهن گداخته درمى‌آورد، باد سام تقريباً هميشه مى‌وزد و در نتيجه عبور از روى صدها ميل کوير سوزان آنچنان خشک است که وقتى آدم يا حيوان را غافلگير مى‌کند در يک آن تمام ذرات رطوبت بدن را به خود جذب مى‌کند و تنها يک موميائى چروکيده و سياه بر جاى مى‌گذارد“.

وجود بادهاى خشک و سوزان و عدم وجود باران با شرايط محلى توأم شده صحراهاى خشک و کويرى را به‌وجود مى‌آورند مانند صحراى لوت و دشت کوير ايران (صحراهاى وسيع عربستان، صحراى شمال آفريقا، صحراى قراقوم در آسياى ميانه، صحراى پهناورگوئى واقع در چين غربى از اين دسته صحراها مى‌باشند) اختلاف درجه حرارت شب و روز در دشت لوت و دشت کوير بسيار زياد است و اين اختلاف درجه حرارت باعث شکستن، خرد شدن و ريز شدن سنگ‌ها مى‌گردد. بادهاى کويرى اين ريزه‌سنگ‌ها را جابه‌جا نموده و در نتيجه سطح کوير از شن و ماسه که توسط باد جابه‌جا شده است پوشيده گرديده که در اصطلاح محلى بدان‌ها ”شن باد“، ”داغ باد“ و ”سوز باد“ ناميده مى‌شوند و در بندرعباس و ميناب چنين بادهاى گرم و سوزانى را ”آتش باد“ مى‌نامند.

کویرهای ایران سالانه 5/1 میلیون هکتار پیشروی می کند...

بر اساس  آمارهای رسمی سازمان جنگل ها و مراتع ، 100 میلیون هکتار از مساحت کشور تحت تاثیر پدیده بیابان زایی قرار دارد و هر ساله 5/1 میلیون هکتار به کویرهای ایران افزوده می شود.

ایران سرزمینی کوهستانی با میانگین ارتفاع 1100 متر است این کشور همانند کاسه ای با لبه های برجسته است که کوه ها طول مرزهای آن فلات درونی را دربرگرفته اند وباجلوگیری از نفوذ رطوبت ، شرایط خشکی را بر فلات درونی تحمیل می کنند.

فلات ایران با قرار گرفتن روی کمربند خشک نیمکره شمالی دارای ذخائر منابع آبی بسیار ضعیف و نزولات جوی کم، تبخیر سالانه بسیار شدید و میزان پوشش گیاهی اندک است. این وضعیت اراضی، کشور را بالقوه در معرض پدیده بیابانی شدن قرار داده است به طوری که این موقعیت جغرافیایی و اقلیمی و جریان بادهای نامساعد در کویرهای مرکزی موجب شده تا حدود 80 درصد از 164 میلیون هکتار مساحت کشور دارای شرایط خشک و نیمه خشک باشد به طوری که بارندگی در این مناطق ایران اندک و سالانه بین 50 تا 250 میلی متر است.

در حال حاضر، سطح بیابان ها ، کویرها و شن زارهای کشور 34 میلیون هکتار و مراتع فقیر کویری 16 میلیون هکتار برآورد می شوند، این در حالی است که بنابر برآوردهای صورت گرفته سالانه به طور متوسط یک درصد از اراضی حاشیه بیابانها به سمت بیابانی شدن پیش می روند.

بیابان زایی پدیده ای است که در نتیجه از بین رفتن پوشش گیاهی و جنگل های کویری، کم شدن میزان بارندگی ، خشکسالی های متوالی ، گرم شدن جو زمین ، آلودگی هوا و ازدیاد دی اکسید کربن در جو ، ایجاد می شود.

همچنین تبدیل زمین های کشاورزی به مناطق مسکونی ، تبدیل جنگل ها و مراتع به زمین های کشاورزی ، توسعه فعالیت های ساختمانی و صنعتی ، عدم رعایت اصول صحیح کشاورزی و آبیاری و چرای بی رویه دام ها در مراتع و جنگل ها از دیگر عوامل موثر در توسعه بیابان ها است و بررسی ها نشان داده که در اکثر مراحل بیابان زایی ، اثری از فعالیت های انسانی مشاهده می شود.

جنگل نمی خواهیم!

به گزارش مهر ، اقدامات و عملکرد متولیان و حافظان محیط زیست در زمینه حفاظت از جنگل های کشور طی ادوار گذشته نشان می دهد هر چند در ظاهر شعارهای دهن پرکن و جسورانه ای در راستای حفاظت از منابع طبیعی و جنگل ها داده می شود ولی در اصل منافع اقتصادی حرف اول را زده و در یک جمله ساده باید گفت ما جنگل نمی خواهیم....

یکی از عوامل موثر در تسریع بیابان ها و بیابان زایی کاهش مساحت جنگل ها و حرکت روبه رشد بیابان به سوی اراضی جنگلی بر اثر تخریب های صورت گرفته این مناطق توسط عوامل انسانی و طبیعی است.

آخرین بررسی درباره مساحت و پراکندگی جنگل های کشور در سال 1372 ، مساحت جنگل های کشور را حدود 48/12 میلیون هکتار برآورد کرده است که از این میزان ، 51/10 میلیون هکتار آن مشتمل بر جنگل های حفاظت شده (به استثنای جنگل های شمالی) بوده و 97/1 میلیون هکتار را نیز جنگل های شمالی تشکیل داده اند. ایران در بین 56 کشور دارای جنگل، مقام چهل و پنجم را دارد.

بر این اساس 6/7 درصد اراضی خشک کشور را جنگل ها تشکیل می دهد که با توجه به جمعیت کشور در حاضر سهم هر ایرانی  دو دهم هکتار است در حالی که این رقم با توجه به سرانه جهانی جنگل که هشت دهم درصد هکتار است و این امر حاکی از فقر و کمبود شدید کشور ما در این زمینه است.

یکی از نکات قابل توجه و برخلاف تصور عامه که بیشترین اراضی جنگلی کشور در استانهای شمالی واقع است ، استان فارس با 2/1 میلیون هکتار جنگل در رده نخست قرار دارد و در میان استان های شمالی نیز مازندران با یک میلیون هکتار بیشترین مساحت جنگل های شمالی را به خود اختصاص داده است و همچنین هرمزگان نیز دارای 800 هزار هکتار جنگل است.

جنگل های ارسباران که در سال 1355 به عنوان یک منطقه حفاظتی و ذخیره گاه(بیوسفر) توسط سازمان یونسکو مطرح شد، حدود 50 سال قبل دارای 250 تا 300 هزار هکتار جنگل بقود ولی هم اکنون متاسفانه به 164 هکتار رسیده است.

ایران با کاهش متوسط سالانه 142 هزار هکتار از اراضی جنگلی خود و احیای سالانه 100 هزار هکتارجنگل در زمره کشورهای با نرخ بالای جنگل زدایی قرار دارد ، به طوری که در حد فاصل سال های 69 تا 74 در منطقه آسیا و پاسفیک ، دهمین کشور دارای درجه بالای جنگل زدایی بوده است که به طور قطع چند برابر آن بیابان زایی داشته است.

بیابان زایی ؛ چالش جهانی...

دبیرکل سازمان ملل در پیامی به مناسبت روزجهانی محیط زیست با اشاره به نامگذاری سال 2006 به سال بیابان ها و بیابان زدایی تصریح می کند: بیش از 40 درصد کره زمین را خشکی ها پوشانده و برای اغلب ساکنان سرزمین های خشک ، زندگی مشکل بوده و دارای آینده نامطمئن هستند. لذا ضروری است که نسبت به آنها یا زیستگاه های شکننده شان که به آن وابسته هستند کوتاهی نکنیم.

به گفته کوفی عنان در کره زمین فقر ، مدیریت ناپایدار و تغییرات آب و هوا ، خشکیها را به بیابان تبدیل می کند و بیابان زایی به نوبه خود جوامع را دچار وضعیت ناگوار کرده و منجر به فقر می شود.

وی ادامه داد: بین 10 تا 20 درصد خشکیها فرسایش یافته اند این مشکل در صحراهای حاشیه آفریقا و آسیای میانه شدید تر است واین عامل به یک مانع جدی برای ریشه کنی فقر و گرسنگی درمناطق بیابان نشین تبدیل شده است و تلاش ها را برای اطمینان از پایداری زیست محیطی با شکست مواجه می سازد.

همانطور که دبیرکل سازمان ملل و بلندگوهای دوستداران محیط زیست از جمله رسانه ها ، در مقاطع مختلف تاکید کردند عامل انسانی مهم ترین علت نابودی و تخریب منابع طبیعی به ویژه جنگل ها و گسترش بیابان ها به شمار می روند و لذا اگر هرچه زودتر صاحبان قدرت و حافظان محیط زیست بر سر عقل نیایند وهمچنان به بهانه ارتقای وضعیت اقتصادی، تیشه بر ریشه یکی ازمهمترین عوامل ادامه حیات بشر بزنند، باید نظاره گر روزی بود که انسانها برای زنده ماندن یک درخت نزاع خونینی را برپا می کنند ، نزاعی که به طور قطع نوشدارو بعد از مرگ سهراب خواهد بود.

 

 

 

مجمع عمومي ملل متحد سال 2006 را بعنوان سال بين المللي بيابان و بيابان‌زدايي نامگذاري كرده است؛ كه فرصت بسيار مناسبي براي پرداختن به مقوله بيابانزدايي است.

 

بيابان اگر چه به ظاهر داراي طبيعتي خشك و خشن و زيست بومي شكننده و ناپايدار است ولي در نهان خود زيبايي هاي منحصر به فرد و بكري دارد كه البته ناشناخته و مهجور مانده است بنابراين بايد زيباييهاي آنرا به عنوان يکي از مظاهر محيط زيست شناخت و از آن بهره برد و بر بروز پيامدهاي بيابان‌زدايي که فقر مهاجرت و نابودي عناصر مهم منابع زيستي است هشدار داد.» شعار امسال روز جهاني بيابان و بيابان‌زدايي « زيبايي بيابانها و پيامدهاي بيابان‌زدايي » است كه بر معرفي مناطق مستعد گردشگري در مناطق بياباني و آشنا كردن گردشگران داخلي و خارجي با زيباييهاي طبيعي آن نقاط تأکيد مي كند.

١٧ژوئن به عنوان روز جهانی بيابان‌زدايي در سراسر جهان نام گذاری شده است و این روز در کشورهای مختلف گرامی داشته می شود. مساحت زیادی از خاک کشور ایران را بیابانها پوشانده اند. اگرچه منابع طبیعی تجدید شونده در این میان نقش بسزایی دارند؛ حفاظت از منابع آب و خاک و ذخایر گیاهی و جانوری، همچنین افزایش منابع طبیعی خاکها و بهره بردای مناسب و صحیح از منابع طبیعی و احیای منابع طبیعی تجدید شونده همراه با توسعه پوشش گیاهی مناطق بیابانی و کویرهای وسیع کشورمان گامی بزرگ در راستای توسعه منابع طبیعی و رسیدن به هدف نهایی بیابان زدایی میباشد. تاکنون هزاران هکتار از اراضی کشورمان جنگل کاری شده است که در مقایسه با سالهای گذشته 637 هزار هکتار افزایش داشته است.

کویر لوت در کویری است در منطقه جنوب شرقی ایران. این کویر در شمال شرقی شهرستان کرمان قرار دارد. هسته آن گرمترین نقطه کره زمین است.

واژه کویرلوت

اصطلات جغرافیایی که تاکنون به این خطه پهناور نسبت داده شده است عبارت‌اند از: چاله لوت (چاله لوت در کتاب ژئومرفولوژی کاربردی – بیابان – فرسایش بیابانی – دکتر حسن احمدی معادل پلایا Playa یک واژه اسپانیائی است گرفته شده و به معنی حوضه مرکزی و یا به عنوان چاله داخلی مورد استفاده دارد)، دشت لوت، کویر لوت، بیابان لوت و .... ولی واژه «دشت لوت» در برگیرنده تمامی واژه‌های دیگر است.

موقعیت و شاخص‌های کلی دشت لوت

  • دشت لوت محدوده‌ای است بین استان‌های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان
  • دشت لوت بین دو گسل نهبندان در شرق و نای بند در غرب قرار دارد.
  • حد شمالی آن در حد مدار 32 درجه و حد جنوبی در حد مدار 28 درجه .است
  • وسعت حوضه آبگیر دشت لوت، حدود 175 هزار کیلومتر مربع (یک دهم مساحت کشور)
  • طول آن از شمال به جنوب حدود 900 کیلومتر و غرب به شرق حدود 300 کیلومتر است
  • پست‌ترین نقطه دشت لوت 190 متر از سطح دریا است(لوت مرکزی)
  • دشت لوت جایگاه رخداد زمین لرزه‌های بزرگ و مهمی بوده است
  • در پای کوه‌های مشرف به کویر بزرگ لوت آثاری از سکونت انسان از هزاره چهارم پیش ز میلاد مسیح مشاهده شده (ماخذ شماره 2)
  • بزرگ‌ترین ناحیه جمعیتی دشت لوت «شهداد» که در گذشته‌های دور به آن خبیص می‌‌گفتند.
  • دره سیرچ و ناحیه مسکونی آن به همین نام یکی از زیباترین چشم اندازهای سر سبز حاشیه این دشت اسرار آمیز است.

واحدهای جغرافیایی

دشت لوت به سه واحد جغرافیایی تقسیم شده است:

1 – لوت شمالی :

از عناصر ریگ، شن و ماسه تشکیل شده است و حد جنوبی آن را بریدگیهای نا منظم مشرف به چاله «رود شور بیرجند» تشکیل می‌‌دهد. ناهمواری‌های ماسه‌ای به شکل سفره‌های ماسه‌ای در آن وجود دارد.

2 – لوت مرکزی

شگفت انگیزترین قسمت دشت لوت است. در قسمت‌های شرقی لوت مرکزی تپه‌ها و توده‌های عظیم و بهم پیوسته ماسه‌ای قرار گرفته و سطح قابل توجهی از لوت را به عرض متوسط 52 کیلومتر وطول متوسط 162 کیلومتر در لوت پوشانده است.

بخشی از ناهمواری‌های لوت مرکزی دارای پوشش گیاهی بوده و بخش غربی آن فاقد پوشش گیاهی است.

از نظر زمین‌ریخت‌شناسی لوت مرکزی به سه منطقه اصلی (از غرب به شرق) تقسیم شده است (ماخذ شماره 4)

الف- دشت سر Pediment

به عرض 5 تا 10 کیلومتر به صورت نواری سطح آن را ماسه و لای(silt)و نمک پوشانده است(جنوب شهداد)

 

ب- کلوت ها

کلوت ها(کلوت اصطلاح محلی است) به خندق‌های بسیار عظیم که حاصل فرسایش آبی و بادی است به عنوان پدیده‌ای بی نظیر در دنیا شناخته شده است .

«رود شور» در مرطوب کردن دیواره این کلوت‌ها اثر کافی داشته و فرسایش‌های آنها را تسهیل کرده است.

منطقه کلوت‌های در 43 کیلومتری شهداد (24 کیلومتری ده سیف) قرار دارد و در مساحتی به عرض متوسط 80 کیلومتر و طول متوسط 145 کیلومتر را تشکیل داده اند.

مهم‌ترین بادی که دیواره‌های کلوت‌ها را فرسایش می‌‌دهد بادهای 120 روزه سیستان است .

در فاصله کلوت‌ها زمین پوشیده از ماسه بادی است و در نقاطی که ماسه بادی نیست زمین از نوع رس لائی و رس است.

ج- تپه‌های ماسه ای

در شرق لوت مرکزی منطقه‌ای به عرض 50 کیلومتر و طول 100 کیلومتر متر را تشکیل می‌‌دهند. ارتفاع این تپه‌های ماسه‌ای تا 500 متر هم می‌‌رسد (ماخذ شماره4). نا همواری‌های ماسه‌ای به اشکال برخان (Barkhan) – هرم‌های ماسه‌ای – سیف (sif) و تپه‌های طولی دیده می‌شود .

لوت جنوبی (لوت زنگی): غنی‌ترین قسمت چاله لوت از نظر پوشش گیاهی است.